یعنی میشه ؟
یعنی میشه ؟ زمانی پیش بیاد چنین فردی را در جامعه ایرانی نبینیم که کل زندگی ان در کیسه و سرمایه ان دردستش نباشه و دغدغه ازبین رفتن ان چنان ازارش بده که ان را به سینه بچسبانه ؟

یعنی میشه ؟ زمانی پیش بیاد چنین فردی را در جامعه ایرانی نبینیم که کل زندگی ان در کیسه و سرمایه ان دردستش نباشه و دغدغه ازبین رفتن ان چنان ازارش بده که ان را به سینه بچسبانه ؟

نام تنگه مجاهدين براي مردم سوق ياد مبارزات شيرين و تلخي را به همراه دارد درست يادم است ان روز که داشتيم به مدرسه ميرفتيم شايعه امدن استاندار به سوق داشت قوت ميگرفت هرکس از علت امدن استاندار را تفسير به راي ميکرد يکي ميگفت استاندار اومده که جلوي مبارزات سوقي ها را بگيره عده اي ميگفتند سرلشکر همپايي اومده که دستور تير بده حرف حديث زياد ميگفتند تو همين حرفا بود که رسيديم به مدرسه دبيرستان نزديک پاسگاه بود ما هم به دبيرستانيها ملحق شديم و شعار بر عليه سرلشکر را سر داديم رئس پاسگاه که ادم خوبي بود و انقلابي به نظر ميرسيد اومد گفت بزاريد سرلشکر بياد بره من کاري باشما ندارم اما بچه ها گوششان بدهکار اين حرفها نبود تا اينکه ديديم سرلشکر با هيئت همراهش اومدند ايشان به تصور اينکه دهدشت خوب ازش استقبال کرده سوق هم ازش خوب استقبال ميکنه اما به غير از نيروهاي نظامي کسي از ايشان استقبالي نکرد . از زمان ورود همپايي تا خروج ايشان از پاسگاه دبيرستان يک سره شعار ميدادند همپايي همپايي کو دمپاييت و همپايي برگر ما مردم انقلابيم و هزار شعار ديگه که الان يادم نيست همپايي احساس خطر کرد يکي از روحانيون سر شناس شهر را خواست که بچه ها را ساکت کند اما بچه ها کوتاه نيامدند و تا ميتونستند بر عليه رژيم و شخص او شعار ميدادند .
از همه بهتر خونه ها مرز نداشتند ديواري نبود نه دري نه دروازه اي مثل دلهاي صاف خودشون که هيچ دري بسته نبود به روي کسي اخه چي شد مگه همون سوق نيست چرا اينگونه شد رسم (کلي) چه شد ميدوني کلي چه بود؟ اره نميدونيد اخه کلي براي سوق کلمه اشنايي است يادمه هرکسي کاري ميخواس انجام بده همه گوشه اي از کار را ميگرفتند و کمک ميکردند تا کار همسايه را انجام بدند تا اگه فردا کاري براي ديگري پيش بياد اون هم بياد کمک کنه اين کار را کلي ميگفتند هماني که دنياي امروز شايد مبادله پايا پاي کار در برابر کار مي نامند بي انکه هيچ کس ان را بي گاري بداندبلکه فخري بود تا زمين اماده کشت شود درو شود و بالا خره نان سفره هايمان باشد همان ناني که بوي آن را هنوز پس از سالها در گوشه جانمان احساس ميکنيم.
ان روزها رفتند اي کاش مي شد نگذاريم خاطره ها نيز در گذر زمان محو شود . ايا سوق به حالت گذشته بر ميگردد
اگه بر نگردد تا کي بايد اينگونه باشد؟
روز هيجدهم روز عيد غدير عظيمترين اعياد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پيغمبرى را مگر آنكه عيد كرده است اين روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمين روز ميثاق است و روايت است كه از حضرت صادق عليه السلام پرسيدند كه آيا مسلمانان را عيدى هست غير از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عيدى هست كه از همه حرمتش بيشتر است
راوى گفت كدام عيد است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اويم پس على مولى و آقا و پيشواى او است و آن روز هيجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز بايد كرد فرمود كه بايد روزه بداريد و عبادت كنيد و محمد و آل محمدعَليهمُ السلام را ياد كنيد و بر ايشان صَلَوات بفرستيد و وصيّت كرد رسول خدا(ص) اميرالمؤ منين علی (ع) را كه اين روز را عيد گرداند و هر پيغمبرى وصىّ خود را وصيّت مى كرد كه اين روز را عيد گردانند و در حديث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعليه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدير نزد قبر مطهّر حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در اين روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ايشان را و در اين روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و يك درهم كه در اين روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات ديگر بدهى و احسان كن در اين روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضيلت اين روز را بدانند چنانكه بايد هر آينه هر روز ده مرتبه ملائكه با ايشان مصافحه كنند و بالجمله تعظيم اين روز شريف لازم و اعمال آن چند چيز است :
اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبريست كه برابر است با روزه عمر دنيا و معادل است با صد حجّ و صد عمره دوم : غسل
سوم: زيارت حضرت اميرالمؤ منين علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در اين روز سه زيارت مخصوصه نقل شده كه يكى از آنها زيارت معروف امین الله است كه از نزديك و دور خوانده مى شود و آن از زيارات جامعه مطلقه است
چهارم :بخواند تعويذى را كه سيّد در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله روايت كرده
پنجم : دو ركعت نماز كند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده .یک مرتبه سوره مبارکه حمد ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آية الكرسى بخواند كه برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنيا و آخرت او را به آسانى برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند پس سر از سجده بردارد و بخواند
اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَريكَ لَكَ وَاَنَّكَواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ الِهِ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِكَ وَاَهْلِ دِينِكَ وَاَهْلِ دَعْوَتِكَ وَوَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لى تَجْديداً بَعْدَ تَجديدِكَ خَلْقى وَكُنْتُ نَسْياً مَنْسِيّاً ناسِياً ساهِياًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَيْتَنى لَهُ فَليَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ يا اِلهى وَسَيِّدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا تَسْلُبَنيهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ المُنعِمينَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِيَكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَاِلَيكَ المَصيرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلينا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ اَميرِالمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّيقِ الاْكْبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِيَّتِهِ المُؤَيِّدِ بِهِ نَبِيَّهُ وَدينَهُ الْحَقَّ الْمُبينَ عَلَماً لِدينِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَيْبَةَ غَيْبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمينَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِيَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادى لِلا يمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ فَاِنّا يا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَلُطْفِكَ اَجَبْنا داعِيَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَكَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّيْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِيَتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَيِّهِمْ وَمَيِّتِهِمْ وَرَضينا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَيْنَنا وَبَيْنَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَليجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَكَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَكُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُكَ اَنّا نَدينُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدينُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَمَنْ والَوْا والَيْنا وَمَنْ عادَوْا عادَيْنا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَيْهِ تَرَحَّمْنا عَلَيْهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضينا وَاتَّبَعْنا مَوالِيَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْيِنا ما اَحْيَيْتَنا عَلَيْهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَيْهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِيّاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبينَ فَاِنّ ا بِذ لِكَ ر اضُونَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
افراد به طور مساوی تقسیم میشن به دو گروه و هر گروهی به تعداد افراد خود چند سنگ را عمودی به صورت خطی به این شکل مینشانند ۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۰
.
.
. . . . .
که سنگ جلویی به پیش جنگ معروف است در ابتدا هر گروه که سنگ پرتاب میکنند باید سنگ جلویی را بزنند بعد حق دارند سنگهای عقبی را بزنند هر کس که یکی از سنگهای عمودی را بزند و بیافتد یک پرتاب جایزه میگیرد هر گروه که توانست سنگهای حریف را بزند بع میتوند سنگهای نشانده خودشان را هم هدف قرار دهند به این منوال صاحب امتیاز میشن و در صورت اینکه همه سنگهای کاشته شده تمام شد کسی برنده است که اخرین سگ کاشته شده را هدف قرار دهد گروه ان برنده است
سوق دياري است که از ميان شهرها و روستا هاي استانش سر بلند و با افتخار بوده وهست ، سوق هم قدمت تاريخي دارد هم فرهنگ منحصر و مجزا يي دارد سوق مهد بزرگاني بوده که تا پيش از انقلاب افراد مورد قسم مردمش بودند به گونه اي که بخت آقاي علم و بخت اقاي ......لپ مرد زن ان ديار بود بخت کساني که پا به پاي قرآن و اولياالله بود چه شد ان بخت هاي که مردم در حکم قسم برایشان قابل ارزش بود مسير به کجارفت چرا اميراحمد بيگانه شده چرا سيد بموني ديگه براي مردم ما بيگانه شده اخه مگه اين همان سوق نيست که روحانيت را مثل معصومين دوست ميداشتند حال چي شد هر جا ميري اسم دختر و پسر سوقي را به بدي ياد ميکنند چي شد ان همه قبولي در دانشگاه چي شد که ديگه اسم سوق را با نيکي ياد نمي شود مگه ما چه راهي را داريم ميريم خطا از کيست ؟ بزرگان مدعياني که تا چند سال پيش دنبال سعي بر اتحاد بوديد کجاييد ! ما داريم احساس شرمنده گي ميکنيم جايي بگيم سوقي هستيم ! بگيم مابودیم که علم سرزمین شهدا به دوش میگرفتیم ا نه به سينما کار داشتيم و نه مهد فساد بوديم حال هر روز انگ فلان دختر سوقي يا پسر سوقي را از مواد و فساد ياد کنند ديگه طايفه مطرح نيست ديگه سيد و خلق مطرح نيست بياييد به خودمان بياييم و باز يابي کنيم علتها را پيدا کنيم انديشه هاي فاسد راو انها را برکنيم .اشتي روحانيت را در همه حال داشته باشيم ! روحانيت را براي مرده هايمان نخواهيم روحانيت اصل و اساس زندگي ماست ارتباط با روحانيت يعني ارتباط با خوبي ، با صداقت به اميد سوقي بهتر و با موفقيتي بيشتر
امير حمزه اميني سوق