تولید جوجه در روستا

 به نام خدا

از کنار یک روستا که گذر میکنی اولین چیزی که می شنوی صدای پارس سگ و اگر موقع خواندن بانگ خروس باشه صدای خروس  شهر  سوق همیشه با صدای قلی اشنا یی کامل داشت که تو کوچه و خیابون داد میزد (تیله = جوجه ) تیله فروش کی داره یا (بارنی = مرغی که بعد از جوجه بودن و بزرگ شده و هنوز تخم نگذاشته به ان بارنی میگفتند  )   اره مردم روستا ها هنوز با پرورش مرغ و خروس گذران زندگی میکنن اما ان موقع راحت تولید جوجه نمی شد خطر کلاغها و لک لک ها (لیلق ) گربه (گلو)وبدی اب و هوا همه در بدست اوردن جوجه روستایی را به سختی وا میداشت                                    در روستا هرکس مرغی داشد و میخواست مرغداری را ادامه دهد باید حتما در خونه مرغ و خروس داشته باشند

اگر مرغ به تنهایی باشد مرغ تخم میگذارد اما این تخم قابل گذاشتن زیر مرغ نیست چون مرغ بدون خروس تخم میگذارد اما این تخمها فقط برای خوردن مناسب هستند

اگر کسی مرغی داشت و خروس نداشت با یک نخ پای مرغ را می بست  و ان را نزد یک خروس می برد و خروس بادیدن مرغ یک رقص خاصی که مخصوص خروس اس که ان هم با کشیدن پای خودبه طرف پهلو و همزمان بال خود را هم باز میکند و بایک پرش کارجفت گیری را که همه ما در طول روز میدیدیم و میبینیم  ومعتقدیم که مرغ خروس خیال میکنند ادمیزاد کور است و کار انها را نمیبینه  با این جفت گیری تخم ان مرغ صاحب نطفه می گردد م زمانی که تعداد تخمها به حد نصاب رسید زیر مرغ میگذارند و عموما تا ده جفت تخم میگذارند زیر مرغ   بعد از اینکه صاحب مرغ فهمید مرغ ان تخمهایی با نطفه جوجه دارد در تکاپوی خوابانیدن ان می شود و (کله مرغ  = لانه مرغ ) کله مرغ را با مقداری کاه و گونی نخی مرتب میکند و سعی بر جای امنی  برای اینکار را دارند خلاصه مرغ تا ۲۱ روز روی تخمها میخوابد و بعد از ۲۱ روز که تخمها جوجه میشن  غذای مخصوص که با ارد به نام      (پر کونه ) درست میکنند البته جوجه تا ۲۴ ساعت اولیه احتیاج به چیری جز تیمار  ان هم از سوی مادرش ندارد  

یاد ان روزهای خوب بخیر

به نام خدا

مدتی است دل به گذشته پیدا کردم زرق برق امروزی صفا و صمیمیت را از یاد برد  این بهون ادم ویاد مالزیر ایندازه زمانی که مالل از سرحد(سردسیر) ایومن (می امدند) پس پر سوق (منطقه ای از سوق) اتراق میکردند و فامیل به عیادتشون میرفتند

یاد ان چیزهای سرحدی بخیر

 

خدایی ان عروسی ها ارزش داشت که با سنت و اعتقادات ما همراه بود یا این ارگ و لخت شدن دختران هوسی امروزی که ارزش دختر بودن را به یغما بردند

دره سوقی دیگه محل ابشخور بودن حیونها مثل قبل نیست

                                           تندار گذشته امروز به دار تبدیل شد . اگر دیروز بی زینب زیر افتاب و سرما قالی می بافت امروز در اتاقها می بافند

اما ان بافت کجا و این بافت کجا  

زنان دیروز هم بی کار نبودند بچه داری و گله داری را همراه خونه داری انجام میدادند

اقایون چوپان چه کوچک و بزرگ هوای خانم های چوپان را داشتند

اخ چه حالی میده کنار چاله نشستن ! باور کنید این چای یک بوی عطری داره یاد ان روزها بخیر

ای کاش ما ماشینی نمیشدیم

مثل مرغهای مصنوعی

نه عاطفه ای ماند  نه غیرتی و نه احترامی و نه کوچک وبزرگی